دليل علمى آن اينست كه انسان از ديگران نسبت به خودش سزاوارتر است، و اين مسئله ارتكازى است و انسان بخودش تسلط دارد، و اين امر تقاضا مى كند: در صورتى كه از تشخيص نظر و صلاح خويش عاجز باشد بتواند براى خودش ولىّ تعيين نمايد، و روشن تر از آن وصّى قرار دادن او است پس از وفاتش در تجهيز آن كه جمعى از علماء فتواى به صحّت آن داده اند، و ما توقف كرديم و نتوانستيم مثل آنها فتوى بدهيم، به جهت اينكه احتمال دارد كه قائم بودن دليل ولايت بر تجهيز كردن، مانع از اين باشد، ولى دليل ولايت بر اينجا نمى آيد، زيرا كه دليلهاى ولايت بر مجنون پس از كامل شدن شامل نمى شود و آن بهترين دليل بر رد مخالفين است، و از اينجا معلوم مى شود كه اگر احتمال جنون دائمى هم بدهد مى تواند ولىّ براى خود قرار دهد، بلى اگر خيانت ولىّ آشكار گردد آنوقت منع تصرف كردن آن در امورات مجنون معين مى گردد.